داستان عشق
کيسه کوچک چايي ، تمام عمر ، دلباخته ليوان شد ، ولي هر بار که حرف دلش را مي زد ، صدايش در اب جوش مي سوخت . کيسه کوچک چاي با يک تيکه نخ رفت ته ليوان و حرف دلش را اهسته گفت . ليوان سرخ شد
+ نوشته شده در یازدهم مهر 1388ساعت   توسط عادل
|
