تبليغاتX
انچه شما خواسته اید - تنها خواهی ماند

انچه شما خواسته اید

تنها خواهی ماند

روی نیمکت پارک نشسته بود. دلش می‌خواست یک دوست پیدا می‌شد تا با او درد دل کند. کبوتری روی زمین مشغول خوردن خرده نان‌های ساندویچ او که روی زمین ریخته شده بود شد. نگاهی به کبوتر کرد و با خود گفت، در این دوره زمانه باید چیزی داشته باشی تا دوستان دورت جمع شوند وگرنه تنها خواهی ماند

http://www.mylove-story.blogfa.com

+ نوشته شده در  بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط عادل  |