تبليغاتX
انچه شما خواسته اید

انچه شما خواسته اید

روزی از روزها

روزی از روزها ، شبی از شب ها ، خواهم افتاد و خواهم مرد ، اما می خواهم هر چه بیشتر بروم . تا هرچه دورتر بیفتم ، تا هرچه دیرتر بیفتم ، هرچه دیرتر و دورتر بمیرم . نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه ، پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم ، افتاده باشم و جان داده باشم ، همین .
+ نوشته شده در  بیست و هفتم بهمن 1388ساعت   توسط عادل  | 

خداوند

خداوند بي نهايت است اما به قدر نباز تو فرود مي ايد به قدرارزوي توگسترده ميشودوبه قدر ايمان تو کارگشاست
+ نوشته شده در  بیست و هفتم بهمن 1388ساعت   توسط عادل  | 

زین پس........

به جای ((اولاد)) بگویید: تسلی دل و آزار جان
به جای ((پراید)) بگویید: ژیان تحت ویندوز
به جای ((خواب)) بگویید: عیش بی نوایان
به جای ((دکمه)) بگویید: بستنی
به جای ((دماغ)) بگویید: نفس کش
به جای ((دیسکت)) بگویید: عشق تو جیبی
به جای ((سزارین)) بگویید:فنی زاده
به جای ((سیم خاردار)) بگویید:دیوار تابستانی

+ نوشته شده در  شانزدهم بهمن 1388ساعت   توسط عادل  | 

همین

روزی از روزها ، شبی از شب ها ، خواهم افتاد و خواهم مرد ، اما می خواهم هر چه بیشتر بروم . تا هرچه دورتر بیفتم ، تا هرچه دیرتر بیفتم ، هرچه دیرتر و دورتر بمیرم . نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه ، پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم ، افتاده باشم و جان داده باشم ، همین .



+ نوشته شده در  هشتم دی 1388ساعت   توسط عادل  | 

ارزش

دستايي رو پيدا کن که در ضعيف ترين حالت نگهت دارن ، چشمايي که در زشت ترين حالت نگاهت کنن و قلبي که وقتي توي بدترين حالت هستي دوست داشته باشه

+ نوشته شده در  هشتم دی 1388ساعت   توسط عادل  | 

عشقبازی به همین آسانی است

عشقبازی به همین آسانی است

که گلی با چشمی

بلبلی با گوشی

رنگ زیبای خزان با روحی

نیش زنبور عسل با نوشی

کارهموارۀ باران با دشت

برف با قلۀ کوه

رود با ریشۀ بید

باد با شاخه و برگ

ابر عابر با ماه

چشمه‌ای با آهو

برکه‌ای با مهتاب

و نسیمی با زلف

دو کبوتر با هم

و شب و روز و طبیعت با ما!

عشقبازی به همین آسانی است…

شاعری با کلماتی شیرین

دستِ آرام و نوازش‌بخش بر روی سری

پرسشی از اشکی

و چراغ شب یلدای کسی با شمعی

و دل‌آرام و تسلا و مسیحای کسی یا جمعی

عشقبازی به همین آسانی است…

که دلی را بخری

بفروشی مهری

شادمانی را حرّاج کنی

رنج‌ها را تخفیف دهی

مهربانی را ارزانی عالم بکنی

و بپیچی همه را لای حریر احساس

گره عشق به آن‌ها بزنی

مشتری‌هایت را با خود ببری تا لبخند

عشقبازی به همین آسانی است…

هر که با پیش سلامی در اول صبح

هرکه با پوزش و پیغامی با رهگذری

هرکه با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی

نمک خنده بر چهره در لحظۀ کار

عرضۀ سالم کالای ارزان به همه

لقمۀ نان گوارایی از راه حلال

و خداحافظی شادی در آخر روز

و نگهداری یک خاطر خوش تا فردا

و رکوعی و سجودی با نیت شکر

عشقبازی به همین آسانی است

+ نوشته شده در  بیست و نهم آذر 1388ساعت   توسط عادل  | 

ياد بگير

گوش کردن را ياد بگير، فرصتها گاه با صداي آهسته در ميزند

+ نوشته شده در  نوزدهم آذر 1388ساعت   توسط عادل  | 

زن خوب مرد خوب

زن خوب مثل دایناسور می مونه که نسلش منقرض شده ولی مرد خوب مثل سیمرغ می مونه که از اول یه افسانه بوده!

+ نوشته شده در  نوزدهم آذر 1388ساعت   توسط عادل  | 

عمر بیشتر , آرزوی مرگ

مردان متاهل بیشتر از مردان مجرد عمر می کنند در عوض مردان متاهل بیشتر آرزوی مرگ می کنند

+ نوشته شده در  نوزدهم آذر 1388ساعت   توسط عادل  | 

موفقیت

بیشتر مردان موفقیت شون رو مدیون زن اولشون هستند و زن دومشون رو مدیون موفقیت شون !!!

+ نوشته شده در  نوزدهم آذر 1388ساعت   توسط عادل  | 

از ديروز بياموز

از ديروز بياموز. براي امروز زندگي کنو اميد به فردا داشته باش

+ نوشته شده در  شانزدهم آذر 1388ساعت   توسط عادل  | 

سلف سرویس

زندگی هم در حکم سلف سرویس است. همه نوع رخدادها، فرصت ها، موقعیتها، شادیها، سرورها و غم ها در برابر ما قرار دارد. در حالی که اغلب ما بی حرکت به صندلی خود چسبیده ایم و آن چنان محو این هستیم که دیگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده ایم که چرا او سهم بیشتری دارد؟ که هرگز به ذهنمان نمی رسد خیلی ساده از جای خود برخیزیم و ببینیم چه چیزهایی فراهم است، سپس آنچه می خواهیم، برگزینیم.

+ نوشته شده در  سیزدهم آذر 1388ساعت   توسط عادل  | 

هرکه بکوشد خود را بزرگ جلوه دهد خوار خواهد شد

عیسی مسیح فرمود:

هرگاه به جشن عروسی دعوت میشوید بالای مجلس نشینیدزیرا ممکن است مهمانی مهمتر از شما بیاید وصاحب خانه از شما بخواهد که جایتان را به او بدهید .انگاه باید با شرمساری برخیزید ودر پایین مجلس بنشینید.پس اول پایین مجلس بنشینید تاوقتی صاحب خانه شما راانجا بیند بیاید و شما را بالا ببرد.انگاه درحضور مهمانان سربلند خواهید شد.زیرا هرکه بکوشد خود را بزرگ جلوه دهد خوار خواهد شد اما کسی که خود را فروتن سازد سربلند خواهد گردید
+ نوشته شده در  یازدهم آذر 1388ساعت   توسط عادل  | 

مجادله در ادبیات بر سر یک خال!!(خیلی جالبه)

حافظ

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما
را به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را
 
صائب تبریزی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
 


شهریار

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس که چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را
فاطمه دریایی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را
نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟
و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلأ
که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را
نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را
فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را.....؟؟؟

+ نوشته شده در  دهم آذر 1388ساعت   توسط عادل  | 

ای کاش

ای کاش که معشوق ز عاشق طلب جان می کرد، تا که هر بی سرو پایی نشود یار کس
+ نوشته شده در  هشتم آذر 1388ساعت   توسط عادل  | 

مرد آمد و

 مرد آمد و دردي به دل عالم شد از روز ازل قسمت زن ها غم شد در دفتر خاطرات حوا خواندم جانم به لبم رسيد تا آدم شد

+ نوشته شده در  هشتم آذر 1388ساعت   توسط عادل  | 

خدایا

خدایا مرا به بزرگی چیزهایی که داده ای آگاه و راضی کن تا کوچکی چیزهایی که ندارم آرامشم را برهم نزند

+ نوشته شده در  بیست و پنجم آبان 1388ساعت   توسط عادل  | 

غربت

غربت را نبايد در الفباي غربت جست و جو كرد ، همين كه عزيزت نگاهش را سمت ديگر كرد تو غريبي...”

+ نوشته شده در  یازدهم آبان 1388ساعت   توسط عادل  | 

نتیجه بخشش

 وقتي يه بار ازدوست (دخترت يا پسرت)ضربه مي خوري درست مثل اين مي مونه که با ماشين بهت زده و داغونت کرده ولي وقتي مي بخشيش درست مثل اين مي مونه که بهش فرصت دادي تا دنده عقب بگيره و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چيزي ازت نمونده

+ نوشته شده در  دهم آبان 1388ساعت   توسط عادل  | 

رنگ سبز

گیرم رنگ سبز را از مداد رنگی حذف کنید....! با ترکیب زرد و آبی چه خواهید کرد؟

+ نوشته شده در  دهم آبان 1388ساعت   توسط عادل  | 

اسکندر، مردی که هرگز زاده نشد

اسکندر مقدونی ، هنگامی که در یکی از شهرهای ایران از گورستان عبور می کرد از مشاهده سنگ قبرها بشدت متعجب شد. پیرمردی که آنجا بود را خطاب قرار داد و پرسید که چرا در شهر شما همه مردم در سنین کودکی یا نوجوانی می میرند؟ و به سنگ قبرها اشاره کرد که روی آنها نام متوفی و مدت زندگی او را نوشته بود و همه عددها بین یک تا ده بود.

پیرمرد سری تکان داد و گفت در شهر ما رسم بر این است که بجای عمر طبیعی افراد، میزانی که شخص در عمرش گناه نکرده است را بعنوان عمر واقعی و ارزشمند او حساب می کنیم، هر کسی در آخر عمرش، روزهایی که مرتکب گناه نشده را می شمرد و حساب می کند که چند سال می شود، اگر بطور مثال جمع همه روزهای بدون گناه بشود دو سال، ما روی سنگ قبر او می نویسیم "مدت زندگی 2 سال."
اسکندر کمی در خود فرو رفت و از پیرمرد سئوال کرد که اگر اسکندر کبیر در شهر شما بمیرد، روی سنگ قبر او چه خواهید نوشت؟
آن مرد روشن ضمیر پاسخ داد روی سنگ قبر تو می نویسیم: «اسکندر، مردی که هرگز زاده نشد

+ نوشته شده در  پنجم آبان 1388ساعت   توسط عادل  | 

چهار شمع

در یک اتاق تاریک چهار شمع در حال صحبت کردن با یکدیگر هستند،
شمع اول: من صلح هستم و نمی توانم همیشه روشن باشم و خاموش می شود.
شمع دوم: من ایمان هستم و معلوم نیست تا کی روشن باشم و به آرامی خاموش می شود.
شمع سوم: من عشق هستم، کسی ارزش من رو نمی دونه، هیچ کس نمیدونه من تو زندگی چه کاربردی دارم و به من اهمیت نمیدن، و ناگهان خاموش می شود.

کودک دوان دوان وارد اتاق می شود کنار شمع هامی نشیند و با گریه میگه: چرا رفتین؟ چرا منو تنها گذاشتین؟ چرا خاموش شدین؟ در این هنگام شمع چهارم میگه: گریه نکن، ناراحت نباش، تا من روشن هستم تو می تونی اون شمع های دیگه رو روشن کنی، من امید هستم
+ نوشته شده در  پنجم آبان 1388ساعت   توسط عادل  | 

حکایت جالب "دستها"

یک توپ بسکتبال تو دست من تقریباً 19 دلار می ارزه .
یک توپ بسکتبال تو دست مایکل جوردن تقریباً 33 میلیون دلار می ارزه.
بستگی داره تو دست کی باشه .
-------------------------------------------------
یک توپ بیس بال تو دست من شاید 6 دلار بی ارزه .
یک توپ بیس بال تو دست راجر کلمن 4.75 میلیون دلار می ارزه.
بستگی داره تو دست کی باشه .
------------------------------------------------
یک راکت تنیس تو دست من بدون استفاده است .
یک راکت تنیس تو دست آندره آقاسی میلیونها می ارزه ...
بستگی داره تو دست کی باشه .
-------------------------------------------------
یک عصا تو دست من می تونه یه سگ هار رو دور کنه .
یک عصا تو دست موسی دریای بزرگ رو می شکافه .
بستگی داره تو دست کی باشه .
-------------------------------------------------

یک تیرکمون تو دست من یک اسباب بازی بچگانه است .
یک تیرکمون تو دست داوود یک اسلحه قدرتمنده .
بستگی داره تو دست کی باشه .
-------------------------------------------------
دوتا ماهی و پنج تیکه نون تو دست من دوتا ساندویچ ماهی میشه .
دوتا ماهی و پنج تیکه نون تو دستای عیسی هزاران نفر رو سیر میکنه .
بستگی داره تو دست کی باشه .
-------------------------------------------------
همونطور که می بینی، بستگی داره تو دست کی باشه .
پس دلواپسی ها، نگرانی ها، ترس ها، امیدها، رویاها، خانواده ها و نزدیکانت رو به دستان خدا بسپار چون ...
بستگی داره تو دست کی باشه .
-------------------------------------------------
این پیام تو دستای توست .
باهش چی کار می کنی؟
بستگی داره تو دستای کی باشه !
لبخند بزن، روز خوبی داشته باشی

+ نوشته شده در  پنجم آبان 1388ساعت   توسط عادل  | 

آگهی ترحیم

آگهی های ترحیم روزنامه را که خواندم
با خودم گفتم:
چرا هر روز اینقدر دکتر، مهندس، مدیر شرکت و حاجی ... فوت می کنند؟
اما وقتی از قیمت چاپ آگهی های ترحیم مطلع شدم، فهمیدم
فقیرا ، همیشه بی سر و صدا می میرند

+ نوشته شده در  سوم آبان 1388ساعت   توسط عادل  | 

راهی برای ادم کردن

سربازی راهی است برای ادم کردن پسران افسوس که برای ادم کردن دختران راهی نیست
+ نوشته شده در  هجدهم مهر 1388ساعت   توسط عادل  | 

اين روزها

اين روزها با هر که دوست مي شويم احساس مي کنيم آنقدر دوست بوده ايم که ديگر وقت خيانت است

+ نوشته شده در  یازدهم مهر 1388ساعت   توسط عادل  | 

بزرگترین افسوس آدم

بزرگترین افسوس آدم این است: "می خواهد اما نمی تواند، و به یاد می آورد روزی را که می توانست اما نخواست."

+ نوشته شده در  نهم مهر 1388ساعت   توسط عادل  | 

چشم ها

چشم هايي که خدا را نبينند، دو گودال مخوفند که بر صورت انسان دهان باز کرده اند

+ نوشته شده در  نهم مهر 1388ساعت   توسط عادل  | 

یک نصیخت

بدنت را برای کسی لخ?ت کن که روحش را برای تو لخ?ت کند . چارلی چاپلین

+ نوشته شده در  هفتم مهر 1388ساعت   توسط عادل  | 

زندگی

 دوست داشتن یه نفر دیوونگیه، دوست داشته شدن توسط یه نفر یک هدیه ست، دوست داشتن کسی که دوست داره وظیفست، اما دوست داشته شدن توسط کسی که دوسش داری زندگیه

+ نوشته شده در  هفتم مهر 1388ساعت   توسط عادل  | 

قدرت، جرأت و سختکوشي

 براي شنا کردن در جهت مخالف رودخانه قدرت، جرأت و سختکوشي لازم است، وگرنه هر ماهي مرده اي مي تواند از سمت موافق آب حرکت کند. ساموئل اسمايلز

+ نوشته شده در  پنجم مهر 1388ساعت   توسط عادل  | 

پرواز را بخاطر بسپار

 كسي مرا به آفتاب معرفي نخواهد كرد كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد پرواز را بخاطر بسپار پرنده مردني است...
+ نوشته شده در  پنجم مهر 1388ساعت   توسط عادل  | 

آموزش لهجه رشتی (گیلکی) در 8 ثانیه


1- در ابتدا باید سعی کنید در هنگام صحبت دندانهایتان را روی هم فشار دهید و نهایت فاصله ی بین دندانها می تواند یک میلیمتر باشد.
٢- حرف س را به اندازه ی ٢ س بکشید (سس)
٣- صدای ضمه (  ُ )  --> او . مثال: صحبت--> صوحبت
۴- صدای کسره (  ِ ) --> ای . گاهی هم صدای ضمه (  ُ )  --> ای . مثال: تو --> تی
۵- حرف آ --> آآ (به اندازه ی ٢ آآ)
۶- هر وقت تعجب کردید یا مشعوف شدید بگویید : آآآآووووو !
٧- هنگام ابراز علاقه و هر وقت کم آوردید بگویید: بَلا مّی سّسَر
۸- بیشتر وقتها حرف ه تلفظ نمی شه . مثال: ماهی--> مایی

+ نوشته شده در  چهارم مهر 1388ساعت   توسط عادل  | 

آزادی ، آزادی

 خوش به حال شوفرای تاکسی که آزادی ، آزادی را بی پروا فریاد می زنند

+ نوشته شده در  چهارم مهر 1388ساعت   توسط عادل  | 

قوانين طلائي همسرداري (براي مردان ‎):

قانون اول: بايد زني داشته باشيد كه در كارهاي خانه مثل آشپزي، تميزكاري، گردگيري و ... خوب باشد ‎.

قانون دوم: بايد زني داشته باشيد كه موجبات سرگرمي و خنده و شادي شما را فراهم نمايد ‎.

قانون سوم: بايد زني داشته باشيد مورد اعتماد و اطمينان و راستگو‎ .
قانون چهارم: بايد زني داشته باشيد كه از بودن با او لذت ببريد و باعث آرامش خاطر شما باشد‎ . قانون پنجم: خيلي خيلي اهميت دارد كه اين چهار زن از وجود يكديگر بي خبر باشند ‎!!!

+ نوشته شده در  چهارم مهر 1388ساعت   توسط عادل  | 

ورزش قلب

هیچ ورزشی برای قلب بهتر ازخم شدن و گرفتن دست افتادگان نیست

+ نوشته شده در  بیستم شهریور 1388ساعت   توسط عادل  | 

دل بستن

دل بستن شبیه یه قصه ست با یکی بود شروع می شه و با یکی نبود پایان می گ

+ نوشته شده در  هجدهم شهریور 1388ساعت   توسط عادل  | 

اصراف محبت

وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها ميكند پرهايش سفيد ميماند، ولي قلبش سياه ميشود.... دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اصراف محبت است
+ نوشته شده در  هجدهم شهریور 1388ساعت   توسط عادل  | 

هدف اصلی مذهب

هدف اصلی مذهب آن نیست که انسان را وارد بهشت کند بلکه ان است که بهشت را به قلب انسان وارد کند

+ نوشته شده در  چهاردهم شهریور 1388ساعت   توسط عادل  | 

امید

 زمان چقدر سریع می گذرد و ما چقدر آسوده خاطر به امید فردایی می نشینیم که دقیقا مثل دیروز است .

+ نوشته شده در  یازدهم شهریور 1388ساعت   توسط عادل  | 

مطالب قدیمی‌تر