تبليغاتX
انچه شما خواسته اید

انچه شما خواسته اید

به عشق شما

سلام یاران .بالاخره دومین مرخصی رو هم گرفتم و با کله ( البته کچل شده ) میام تو نت به عشق شما همراهان که فراموشم نکردید . نماز روزه هاتون هم قبول . التماس دعا 

 خوب جطورید ؟

+ نوشته شده در  بیست و هشتم شهریور 1387ساعت   توسط عادل  | 

دایی یا خاله

ترکه می پرسن خواهرت دختر زائیده یا پسر؟ میگه به من اطلاع ندادن, هنوز نمیدونم دایی شدم یا خاله

+ نوشته شده در  بیست و هشتم شهریور 1387ساعت   توسط عادل  | 

مگه من کافرم؟

 به ترکه میگن تو که روزه نمی گیری، چرا سحری می خوری؟ می گه نماز که نخونم،... روزه که نگیرم... سحری هم نخورم؟ بابا مگه من کافرم؟

+ نوشته شده در  بیست و هشتم شهریور 1387ساعت   توسط عادل  | 

حکمت

 بطلمیوس : حکمت درختی است که ریشۀ آن در قلب است و میوۀ آن در زبان .

+ نوشته شده در  بیست و هشتم شهریور 1387ساعت   توسط عادل  | 

پزشکی قانونی

 

يه ترکه، يه جسد مي بره پزشكي قانوني.بهش ميگن: چطور مرده؟ ميگه: سم خورده.ميگن: پس چرا زخميه؟ ميگه: آخه نمي خورد .

+ نوشته شده در  هفدهم شهریور 1387ساعت   توسط میترا  | 

ما لريم

مداح: چراغ ها رو خاموش كنين ببرمتون كربلا, چراغ ها رو كه روشن ميكنن ميبينه همه ساك به دست وايستادن, ميگه شما تركين؟ ميگن نه, ما لريم, تركا تو اتوبوسن

+ نوشته شده در  دوازدهم شهریور 1387ساعت   توسط ماهان  | 

اولین مرخصی .

صبح شده آماده شو .

بیدارم . اصلا دیشب نخابیده بودم . فکر اینکه چی می شه ؟ کجا میری  ؟ چه بلایی قراره سرت بیاد . میری  داخل نظام وظیفه شهر . یه گله آدم ول می خورند تو هم . آدم یاد کلوب های اختصاصی خارجی ها می افته . کسایی که دعوت نامه دارند از بین جم راه میدند تو. ما هم که دعوت نامه داشتیم اما به چه جای. توی محوطه کلی آدم مثل خودت می بینی. بیشتری ها نمی دونند کجا می افتند. نگرانند. من هم همینطور چون می گفتند کد ها عوض می شه . از طرفی دلم نمی خواست برم ارتش جونم رو بگیرند. یه سخنرانی کوتاه بعد شروع می کنند بت صف کردن کد ها . کد 266 یعنی کد مازاد رو که می گند . نصف بچه ها پا می شند . همه رو می خونند بجر کد ما . تا اینکه می گند سایر کدها برند سر جای که تالبو زدند . میگردی پیداش می کنی 3-4 نفر بیشتر وا نستادند. همه می گند همون جا می افتیم . خوب خدا رو شکر . یکی هم گفته بود جاش مثل هتله . بقیه میاند تا اینکه میشیم 11 نفر . بقول یکی بدبخت شدیم . تعداد کمه کلاس تشکیل نمیشه شاید بریم جایی دیگه . یکی از همون ماموزا می یاد می گه ساعت 2 ترمینال فلان جا.

خلاصه تو اتوبوس می نشینی . زیاد غریب نیست چون قبلا هم دور شدی ولی اینبار فرق داره . داری میری به ناکجا آباد. با بچه ها شوخب می کنی . می گی حتما انقدر حال می ده که آموزشی شون یه سوله یه که توش 40 تا کامپیوتر گذاشتند می ری کانتر بازی می کنی . اما نکته جالب اینه که یکی از دوستان که تو وبلاگ من پست گذاشنه بود . خودش کنارم نشسته بود خداییش چقدر دنا کوچیکه

 بعد از 18 ساعت به میعاد گاه میرسی . تا ما رو. پذیرش کنند 2 – 3 ساعتی تو گرما  و زیر آفتاب بودیم . تا اینکه چای ما رو نشون دادند . لباس ها رو دادند هیچ چی سایز من نبود ولی با بدبختی با دوستان جا بجا کردم . فرمانده آمد و نشون داد که اصلا شوخی نداره و می خواد پدر ما رو بیاره . ماکه هنوز نم دونستیم یعنی چی رفتیم نهار خوردیم و لباس ها رو پوشیدیم  بعد توی ذل آفتاب نشستیم و تا لباس هامون رو مارک بزنیم بعد از دوساعت که خوب سوختیم .گفنتد بعدا . رفتیم خوابگاه رو آماده کریدم و وسایل مون رو جا بجا کردیم . تا باز ما رو به صف کردند و ............

خلاصه این چند روز از زیر افتاب دویدن و با عجله پوتین بستن رو  صبح ساعت 4.30 بیدار شدن و سخت گیری فرمانده تحمل کردن تا بعضی اوقات حس کنی داره خوش میگذره . اما وقتی فرمانده داد می زنه از چهارشنبه شب  تا جمعه شب برید خونتون حال کنید. ما که نمی ریسیم بریم خونه ولی می ریم خونه فامیلمون تو تهران.

  تا یادی از دوستان کنیم
دلم برای همتون تنگ میشه . آمار من در اینجا

www.sarbazam.blogfa.com

+ نوشته شده در  هفتم شهریور 1387ساعت   توسط عادل  | 

سایز

یه بار میگی سرش پهنه،یه بار میگی درازه یه بار میگی از پشت اذیت میکنه، اصلا درش بیار یه کفش دیگه بپوش
+ نوشته شده در  پنجم شهریور 1387ساعت   توسط میترا  | 

راز بقا

دعای دختر مجرد :

اللهم عجل فی ازدواجنا و تکمیل دیننا و ارزقنا زوجا الذی رفیعا مدرکا و رشیدا قدا و مالاً کثیرا و بیتا مستقلاً و سیاره البنزی

 

راز بقا :

14 سالگی : تا پارسال هر کس بهشون میگفت : چطوری ؟ میگفتن : خوبم مرسی... حالا میگن : مرسی خوبم !!!

15 سالگی : هر كی بهشون بگه سلام ، میگن: علیك سلام ! نقاشیشون بهتر میشه ! ( بتونه کاری و رنگ آمیزی و ... )

16 سالگی : معنی یک عاشق واقعین ! ....  فردا صبح هم میخوان خود کشی کنن ... شوخی هم ندارن

17 سالگی : نشستن و اشک میریزن ... بهشون بی وفایی شده (شروع کوران حوادث)

18 سالگی : دیگه اصلا عشق بی عشق ... تو خیابون جلوی پاشونم نگاه نمیکنن !

19 سالگی : از بی توجهی یک نفر رنج میبرن !... اون یک انسان به تمام معناست !!!

20 سالگی : نه ٬ نه ... اون منو نمیخواست !.... آخرش میره یه کور کچلی میگیره... میدونم

21 سالگی : فقط 27... 28 سالگی قصد ازدواج دارن.... فقط

22 سالگی : خوش تیپ باشه ! ... پولدار باشه !... تحصیلکرده باشه !... قد بلند باشه !.... خوش لباس باشه !... ( آخ که چی نباشه )

23 سالگی : همه خواستگارارو رد میکنن

24 سالگی : زیاد مهم نیست که چه ریختی باشه ! چقدر پول داره ! فقط شجاع باشه ! مارو به اون چیزایی که نرسیدیم برسونه

25 سالگی : اااااااااه !!! پس چرا دیگه هیچکس نمیآد !؟ ... هر کس میخواد باشه... باشه

26 سالگی : یه نفر میاد.... همین خوبه ... بله....

27 سالگی : آخیش....

28 سالگی : كاش قلم پات می شكست و خواستگاری من نمیومدی

.

.

یعنی واقعاً از بقیش خبر نداری ؟!!!
+ نوشته شده در  چهارم شهریور 1387ساعت   توسط ماهان  | 

زحمت

 

گرد و خاک تنهايي دلم و با جاذبه ي نگاهت زدودی.خونه ي قلبمو از غم پاک کردی.حالا که داری زحمت ميکشی روي اون ميز هم يه دستمال بکش!!

+ نوشته شده در  دوم شهریور 1387ساعت   توسط میترا  | 

یاران وداع

لحظه ها چرخيدند و چرخيدند تا اينکه رسيديم به لحظه وداع تو اين مدت که در خدمت تون بودم و دوستان خوبي مثل شما دارم به خود مي بالم اما لحظه رفتن هم مي رسه و اجبار براي دوري از شما . فردا من به سربازي اعزام مي شم و شايد شرايط طوري نباشه که بتونم در خدمتتون بودم .در اين مدت وبلاگ رو چند تن از دوستان بروز مي کنند ولي متاسفانه سند تو ال انجام نمي گيره . پس فعلا از همتون خداحافظي مي کنم و التماس دعا دارم . به اميد ديدار . دلن براتون تنگ مي شه . عادل مير 1387/6/1

http://www.sarbazam.blogfa.com ..............................................آمار عادل مير در دوران سربازي
+ نوشته شده در  دوم شهریور 1387ساعت   توسط عادل  | 

خبر

طرح قهوه اي ايرانسل : با شرکت در اين طرح و پرداخت ??? هزار تومان ، هر گهي که مي خواهيد بخوريد
http://www.sarbazam.blogfa.com .........................آمار عادل میر در دوران سربازی
+ نوشته شده در  یکم شهریور 1387ساعت   توسط عادل  | 

بوس میدی؟

تركه به دختره میگه یه بوس میدی؟ دختره میگه نه. تركه میگه واسه خودت گفتم والا من كه زن دارم

http://www.sms30ty.blogfa.com .........................................شعبه دو / SMS هاي فنگليشي و انگليسي
+ نوشته شده در  یکم شهریور 1387ساعت   توسط عادل  | 

5 قانون طلایی

 5 قانون طلایی برای مشخصات یک زن خوب : قانون طلایی اول: باید زنی داشته باشید که در کارهای خانه کمک کند، خوب آشپزی کند، گردگیری کند.... قانون طلایی دوم: باید زنی داشته باشید که سرگرمتان کند، شما را بخنداند، باعث فراموشی غصه شود... قانون طلایی سوم: باید زنی داشته باشید که بتوانید به او اطمینان کنید و مطمئن باشید هیچوقت به شما دروغ نمیگوید... قانون طلایی چهارم: باید زنی داشته باشید که در کنارش به آرامش برسید و از بودن با او لذت ببرید... قانون طلایی پنجم: خیلی خیلی مهم است که این چ

http://java.mirsoft.ir ..............................................كدهاي جاوا اسكريبپت
+ نوشته شده در  یکم شهریور 1387ساعت   توسط عادل  | 

هرگز ندانستم

هرگز ندانستم چگونه ستايش كنم تا آنكه آموختم چگونه دوست بدارم
http://www.mirsoft.ir/learn ..............................................اموزش مطالب كامپيوتري
+ نوشته شده در  یکم شهریور 1387ساعت   توسط عادل  |