بیست و هشتم بهمن 1385
گر پسري کشته شود دختري ترشيده شود. گر پسران کشته شوند کل جهان ليته شود!
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیست و هشتم بهمن 1385
آسمان را ميخواهم براي عبور، جاده باريك است! ماه را ميخواهم براي نور، راه تاريك است! تو را ميخواهم براي نظافت، عيد نوروز نزديك است
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیست و هشتم بهمن 1385
اصفهانيه 25 توماني تو دستش عرق مي كنه, مي گه هرچي گريه كني خرجت نمي كنم
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیست و هفتم بهمن 1385
اگه دوست داري عميق ترين ،طولاني ترين و قويترين بوسه ي دنيا رو تجربه كني لبت رو بذار روي لوله ي جاروبرقي
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیست و هفتم بهمن 1385
اگه میدونستی که چقدر تنهام برام اشک میریختی اما اگه میدونستی که چقدر اشک میریزم هیچوقت تنهام نمیزاشتی
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیست و هفتم بهمن 1385
اگه میدونستی که چقدر تنهام برام اشک میریختی اما اگه میدونستی که چقدر اشک میریزم هیچوقت تنهام نمیزاشتی
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیست و هفتم بهمن 1385
داشتيم تو جاده ميرفتيم که چشمم افتاد به يه تابلو که روش نوشته بود : دوســت داشـــتن دل ميـــخواد نه دليـــل
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیست و هفتم بهمن 1385
گفته بودي دلتنگي هايم را با قاصدک ها قسمت کنم تا به گوش تو برسانند. مي گفتي قاصدکها گوش شنوا دارند غم هايت را در گوششان زمزمه کن و به باد بسپار . من اکنون صاحب دشتي قاصدکم. اما مگر تو نمي دانستي قاصدکهاي خيس از اشک مي ميرند؟
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیست و هفتم بهمن 1385
در غريبي ناله ها کر دم کسي يادم نکرد ، در قفس جاندادم و صياد ازادم نکرد، ضربه مردم چنان از زندگي سيرم نمود، آرزوي مرگ کردم مرگ هم يادم نکرد
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیست و پنجم بهمن 1385
گاهی وقت ها به بی مزگی لبخند کودکی فقیر است و بعضی وقت ها به ابهت نگاه یک عارف و گاهی به کثیفی تن آلوده ی من و یا به تعفن بوی روسبی خفته در رختخوابم ولی عشق هیچ یک نیست عشق صداقت من در خواستن توست همین!
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیست و پنجم بهمن 1385
كوله بار ارزوهاتو برروي كي خالي كردي هر جا كه ديدي چرا غي پر نوره دويدي متاسفم برات اي دل ساده
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیست و پنجم بهمن 1385
قزوينيه مياد تهران عروسي بر ميگرده شهرشون بهش ميگن عروسي چطور بود ميگه عجب عروسي بود پسرها با مردها قاطي بودن
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیست و چهارم بهمن 1385
وقتي خدا بخواهد براي شما هديه اي بفرستد آن را در مشکلي مي پيچد هرچه مشکل بزرگتر باشد ، هديه هم بزرگتر است
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیست و چهارم بهمن 1385
هيچ وقت از دوست داشتن انصراف نده... حتي اگر كسي بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده... عشق را تجربه كن حتي اگر توش شكست بخوري... اينو بدون كه اگر كسي وارد زندگيت شد و گذاشت ورفت علاوه بر اينكه يه خاطره به جا ميزاره ميتونه يه تجربه هم به جا بزاره
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیست و چهارم بهمن 1385
بي ثمرترين روز ، روزي است که در آن نخنديده باشيم
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیست و چهارم بهمن 1385
دريا باش که اگر کسي سنگي به سويت پرتاب کرد سنگ غرق شود نه آنکه تو متلاطم شوي
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیست و چهارم بهمن 1385
امشب میخوام طی یه عملیات شهادت طلبانه . . . . . . . . . . فدات شم
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیست و چهارم بهمن 1385
در غريبي ناله ها کر دم کسي يادم نکرد ، در قفس جاندادم و صياد ازادم نکرد، ضربه مردم چنان از زندگي سيرم نمود، آرزوي مرگ کردم مرگ هم يادم نکرد
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیست و سوم بهمن 1385
گفته بودي دلتنگي هايم را با قاصدک ها قسمت کنم تا به گوش تو برسانند. مي گفتي قاصدکها گوش شنوا دارند غم هايت را در گوششان زمزمه کن و به باد بسپار . من اکنون صاحب دشتي قاصدکم. اما مگر تو نمي دانستي قاصدکهاي خيس از اشک مي ميرند؟
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیست و سوم بهمن 1385
انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند .. بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیست و سوم بهمن 1385
دوست داشتن کساني که دوستمان ميدارند کار بزرگي نيست، مهم آن است آنهايي را که ما را دوست ندارند، دوست بداريم
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیست و یکم بهمن 1385
اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بهر رنج است اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیست و یکم بهمن 1385
از تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیست و یکم بهمن 1385
اگه دلت گرفت بشين به اندازه تمام دلتنگي هات گريه کن. براي اينکه کسي اشکاتو نبينه ماهي کوچيکي شو و به ته دريا برو. ديگه نه کسي صداتو مي شنوه نه کسي اشکاتو مي بينه. حالا فهميدي چرا اب دريا شووره؟
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیست و یکم بهمن 1385
اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بهر رنج است اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیستم بهمن 1385
ازعلي دايي علت کمر دردش رو مي پرسند ميگه خودتون هم 90 دقيقه بازي رو سر پا تماشا کنيد کمرتون درد مي گيره
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیستم بهمن 1385
اگه با تو بودن اشتباهه اگه تو رو خواستن اشتباهه اگه عاشق تو بودن اشتباهه اگه براي تو مردن اشتباهه پس تو قشنگ ترين اشتباه زندگيمي
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیستم بهمن 1385
ساليان درازي بود فکر مي کردم که راز آفرينش دختر چيست .. و تازه 1 ماهي ميشه فهميدم که دختر آفريده شده تا . . . . . . . . . . . مربا بده باباش
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیستم بهمن 1385
من ياد گرفتم ، که سالها طول ميکشه که بين آدمها اعتماد بوجود بياد ولي فقط يکمي سو ظن (نه دليل) کافيه که همشو از بين ببره
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیستم بهمن 1385
من ياد گرفتم ، که سالها طول ميکشه که بين آدمها اعتماد بوجود بياد ولي فقط يکمي سو ظن (نه دليل) کافيه که همشو از بين ببره
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیستم بهمن 1385
عشق را وقتي احساس کردم که ديدم : يک کودک آبنبات خودش را در آب شور دريا مي زد و مي خواست آن را شيرين کند
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
بیستم بهمن 1385
قصه ی ما رو هر کسی میخونه میگه شاعره ... واسه نوشتن دروغ دستاش همیشه حاظره ... بسه اخه چقدر میخوای منو به بازی بگیری ... کاشگی که راحتم کنی بگی الاهی بمیری
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
هجدهم بهمن 1385
آقاهه ميره سربازي، دور كلاش قرمزي،آچين و واچين....با صداي چي؟ با صداي مرغ.....يه مرغ دارم ر وزي 2 تا تخم ميكنه، چرا 2 تا؟ چون دستمال من زير درخت آلبالو گم شده....شايد پشت كوه انداختي؟ نه خير ، زنجير منو بافتي، بله . بابا اومده ، با كي اومده؟ اون كيه باهاش؟ چي چي آورده ؟ نخود و كيشميش ، با صداي چي؟ با صداي گاو ، گاو حسن چه جوره ؟ نه شير داره نه ............... واقعاَ نشستي همشو خوندي؟! متاسفم
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
شانزدهم بهمن 1385
شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت/ گفت اي عاشق ديوانه فراموش شوي/ سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد/ گفت طولي نكشد تو نيز خاموش شوي
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
شانزدهم بهمن 1385
من دل به زيبايی، به خوبی ميسپارم؛دينم اين است. من مهربانی را ستبيش ميکنم ؛آيينم اين است. من رنجها را با صبوری ميپذيرم؛ من زندگی را دوست دارم؛ انسان و باران و چمن را ميستايم. انسان و باران و چمن را ميسرايم ،،،در اين گزرگه... بگزار خود را گم کنم ......... بگزار از اين ره بگزرم با دوست...با دوست
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
شانزدهم بهمن 1385
روزگار آموخت به هر چه دل مي بندي بايد همسنگش، توان دل کندن را نيز داشته باشي
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
شانزدهم بهمن 1385
يه دوست، فردي هست که آهنگ قلبت رو مي دونه و مي تونه وقتي تو کلمات رو فراموش مي کني اونا رو واسه ات بخونه
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
چهاردهم بهمن 1385
بی تو امشب باز يک گوشه نشستم در خيالم آمدم پيش تو و گفتم که خستم از همه چيز و همه کس به تو گفتم های های گريه کردم زار زار ناله کردم گفتم اينجا غصه دارم هيچکس را هم ندارم از همه چيز و همه کس من گسستم با همين دستهای بستم مثل اينکه کودک هستم از تو پرسيدم تو ميدانی که هستم؟ تو به من خنديدی و گفتی که باز هم در اين دنيای زيبا چشم بر خوبيها بستم
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
چهاردهم بهمن 1385
دوست داشتن کساني که دوستمان ميدارند کار بزرگي نيست، مهم آن است آنهايي را که ما را دوست ندارند، دوست بداريم
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|
چهاردهم بهمن 1385
انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند .. بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز
نوشته شده توسط عادل در ساعت |
لینک
|