الهی به پای هم پیر شن

گفته بودم عشق محاله سيب حوا سيب کاله اگه هر کي گفت اسيره که بدون تو ميميره تو بدون خالي ميبنده تو دلش به تو ميخنده اگه گفت بمون کنارم بي تو دنيايي ندارم هرجا که پامو ميذارم تو رو اونجا کم ميارم حرفاشو جدي نگيري واسه اشکاش تو نميري نذاره دست توي دستت نبره چشماي مستت ولي حالا پشيمونم نميخوام بي اون بمونم اوني که قلبموبردش غصه رو به من سپردش منو کرده يه ديوونه ولي پيشم نميمونه تا بهش ميگم اسيرم که بد
از صفر من تا بيست تو راهي به جز تقدير نيست دلخوش به استادم نكن حذف اضطراري دير نيست من غايبم يا در سكوت,تو حاضر و در گفتگو من غافل از استاد و درس,تو مي نويسي مو به مو با جزوه و فرمول بيا,تا پاس كنم يك واحدي چيزي نخواندن بهتر از يك شب تلاش بيخودي با عشق در دانشكده جايي براي درس نيست البته ترم هفت و هشت,ديگر مجال ترس نيست دانشجو گر عاشق شود,بي پرده مشروط مي شود چيزي شبيه آب هويج با كوفته مخلوط ميشود
من عشق را در تو تو را در دل دل را موقع تپيدن و تپيدن را به خاطر تو دوست دارم من غم را در سکوت اجازه هست خيال کنم تا آخرش مال مني؟ خيال کنم دل منو با رفتنت نمي شکني ؟
نگاهي آشنا به ياس کردم ..تو را در برگ گل احساس کردم ...خلاصه در کلاس ناز چشمت دو واحد عاشقي را پاس کردم
كسي در باد مي خواند تو را تا اوج مي خواهم براي ناز چشمانت چه بي صبرانه مي مانم د لم تنگ است و بي يادت در اين غربت نمي مانم تو هستي در وجود من تو را هرگز نمي رانم
همیشه مهم تو بودی ...... اگه غروری بود برای تو بود ..... اگه احساسی بود باز هم برای تو بود و من قانع به یه نگاه تو بودم ........ نگاهی که همیشه یه چیزی شبیه غم غریب یه غروب پاییزی توش بود .. یه حس که بهم میگفت باهات نمی مونه ..................... و حالا نمی دونم حرفات رو باور کنم یا کارات رو ........ دل به کلمات عاشقانت بسپرم یا از کارای نامهربونت دلگیر بشم . می بینی هنوز هم تو برنده این بازی هستی و هنوز دل دیوونه ام نمی خواد مرگ عاطفه ها رو باور کنه ............
يه روز يه فارسه به يه تركه مي گه شنيدم تركا به خر مي گن داداش . تركه مي گه آره داداش
اگر سلطنت بلد نباشم .سلطنت نميکنم...اگر زندگي بلد نباشم زندگي نمي کنم ...اما اگه دوست داشتن رو بلد نباشم به خاطر تو ياد ميگيرم
ميگي عاشق باروني، ولي وقتي بارون مياد چتر ميگيري بالاي سرت... ميگي عاشق برفي ولي طاقت يه گوله برف رو نداري... ميگي پرنده ها رو دوست داري ولي ميندازيشون تو قفس... ميگي عاشق گلهايي ولي خيلي راحت از شاخه جداشون ميکني... انتظار داري نترسم وقتي ميگي عاشقي؟
با بودن من غم تو دلت جون مي گيره مي ميرم كه تا ابد قلب تو آروم بگيره اگه با موندن من باغ تو ويرونه مي شه ميرم اما مي دونم دل بي تو ديوونه مي شه فكر نكن كه بي كسم خدا به دادم مي رسه كوه به كوه نمي رسه آدم به آدم مي رسه مرهمي از شب چشمات واسه دردم نداري خورشيدي اما خبر از تنه سردم نداري
دیگه حرفی نیست تا برات نگفته باشم دیگه شعری نیست تا برات نخونده باشم همه حرفام همه شعرام شده تکرار گذشته کاش میگفتی توی اون خواب بین ما دو چی گذشته کاش میشد تعبیر اون خواب توی بیداری بمونه کاش میشد هرمسلمونی عشقو از چشام بخونه آقای غریبی که ضامن آهو میشدی تویی که با تک نگات دوا و درمون میشدی منم و یه دل عاشق با یه سفره پرزاشک منم و تموم روزام پر ار غصه ی این جاده ها و رشک نمیشه کاری کنی که بین ما حائل نباشه؟
مراقب گرمای دلت باش تا کاری که زمستان با زمین کرد زندگی با دلت نکند...........
ميگي عاشق باروني، ولي وقتي بارون مياد چتر ميگيري بالاي سرت... ميگي عاشق برفي ولي طاقت يه گوله برف رو نداري... ميگي پرنده ها رو دوست داري ولي ميندازيشون تو قفس... ميگي عاشق گلهايي ولي خيلي راحت از شاخه جداشون ميکني... انتظار داري نترسم وقتي ميگي عاشقي؟
کسی با سکوتش، مرا تا بیا بان بی انهتای جنون برد کسی با نگاهش، مرا تا در ندشت دریای خون برد مرا باز گردان مرا ای به پایان رسانیده آغاز گردان!
زندگی رویا نیست زندگی زیبایی ست می توان؛ بر درختی تهی از بار ؛زدن پیوندی می توان در دل این مزرعه خشک و تهی بذری ریخت می توان؛ از میان فاصله ها را برداشت دل من با تو ؛ هر دو بیزار از این فاصله هاست.
يك لحظه سكوت يك ساعت سكوت يك روز سكوت يك هفته سكوت يك ماه سكوت يك سال سكوت يك عمر سكوت اما در آخر خواهد شكست بغض اين سالها سكوت.... و در آخر خواهم گريست از غم رفتنت............
علی دایی که هیچ – حالا تیم 10 نفره است – نصرتی هم که مهاجم حریف است – تیم شد 9 نفره - یکی هم باید مواظب نصرتی باشه – حالا شد 8 نفره – از این 8 نفر کریمی و مهدوی کیا و زندی مصدوم هستند – موندش 5 نفر – از این 5 نفر میرزا پور گل محمدی و رضایی کار خودشونو می کنن در واقع ر... به تیم - موند 2 نفر که نکونام و تیموریان هستند که وسط زمین سگ دو می زنن
تو مي دوني كه ستاره توي شب چه جايي داره تو شباي اين دل من تو هموني اون ستاره ..................... هر دلي يه ياري داره نازنين نگاري داره ................ اما اسم تورو بردن واسه من يه يادگاره
صبحها نميتونم صبحونه بخورم چون دوست دارم روزا نميتونم نهار بخورم چون دوست دارم شبا نميتونم شام بخورم چون دوست دارم شبها هم نميتونم بخوابم چون گشنمه
نجوم نخوندم , ولي مي دونم تو هفت آسمون يه ستاره ندارم... ********** فيزيک نخوندم , ولي مي دونم « هر عملي را عکس العملي است...» غير از عشق من به تو و مي دونم که واحد اندازه گيري عشق , ژول و کالري و وات و... نيست ********** زيست شناسي نخوندم , ولي مي دونم قلب همون دله که مي تونه براي يه نفر تنگ بشه يا تندتر بزنه ********** شيمي نخوندم , ولي مي دونم اگه عشق نباشه ملکول هاي هيدروژن و اکسيژن نمي تونن اينقدر محکم همديگه رو فشار بدن که اشک جفتشون در بيا
تو مي دوني كه ستاره توي شب چه جايي داره تو شباي اين دل من تو هموني اون ستاره ..................... هر دلي يه ياري داره نازنين نگاري داره ................ اما اسم تورو بردن واسه من يه يادگاره
چه قدر سخته تمام روز رو منتظر شب باشي كه دوباره زل بزني به صفحه سرد مونيتور و فقط نگاهت به ايدي يه نفر باشه و همش دعا كني كه روشن باشه با اينكه از قبل ميدوني امشبم مثل تموم شبهاي گذشته فقط بايد چشمهاي خواب رفته ادمك ايديشو ببيني و درد دودلاتو براش اف بذاري به اين اميد كه شايد اومدو خوند و جوابتو داد جوابهايي كه مثل هميشه حرف تازه اي توش نيست انگار كه هيچوقت نميخواد باور بكنه كه : دوستش داري
هر جا شنيدي ميگن يا حسين بدو.ناهار ميدن.ولي هر جا شنيدي ميگن يا علي نرو!ماشين هل ميدن
ترکه ميره تو صف نونوايي، شاطره ميگه: نون تا اينجا بيشتر نميرسه، بقيه برن. ترکه ميگه: ببخشيد ميشه جمعتر وايسين نون به ما هم برسه